تست پاکدامنی

من: … “م” رو ندیدی تو! سال 87 چنتا پسر تو پیروزی مزاحمش میشن و یهو یه پسره میپره وسط و همه رو د بزن. خوب که همه رو لت و پار میکنه، وقتی “م” داشته میرفته، میاد شمارشو میده به خانمو باهم دوست میشن. بعده یکماه که دوست بودن یه شب پسره میگه “فردا خونه عموم خالیه، بیا بریم اونجا!!” “م” هم میگه “ببخشید! اشتباه گرفتی! من از اوناش نیستم. دیگه هم به من زنگ نزن.”
ف: ببین تورو خدا پسرا چطوری شدن! کثافت عوضی!
من: گوش کن حالا!… فرداش پسره زنگ میزنه میگه “تو واقعا دختر خوبی هستی” و از این حرفا. “می خوام باهات ازدواج کنم. حرف دیروزمم برای امتحان کردن تو بود”!!… یکی دو هفته بعدشم عقد کردن!
ف: جدی میگی؟!… واقعا؟
من: آره بخدا! جدی میگم. باور نمیکنی اینبار که “ف” رو دیدی ازش سوال کن… حالا فک کن اگه ما بودیم. پسره میگفت بیا خونمون، میگفتیم نه نمیاییم. نه تنها فرداش زنگ نمیزد بگه دیروز می خواستم امتحانت کنم و تو دختر پاکدامنی هستی و یه دونه ای و از این حرفا، همون موقع هم یه انگ املی و عقب موندگیم میزد بهمون که جدی جدی فکر کنی یه طوریت هست!!
حالا هر چی موهامو بلند نگه میدارم که شاید یه بنده خدایی از همه کلافه باشه و بشینه یه گوشه دنج و “موهای تورو ببافم”، هر چی میرم اون پشته پنجره و خودمو میزنم به اون راه که شاید یکی این پشت پنجره بشینه و مثلا من حواسم بهش نباشه و “دزدکی تورو ببینم” فایده نداره که نداره. همش الکی ه!
حالا که اینطور شد اصلا میام اینور پنجره و موهامم میرم کوتام میکنم تا عبرت سایرین بشه!… حالا ببین!
18 پاسخ به “تست پاکدامنی”

می 23rd, 2010 at 9:30 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 21:30
موی کوتاه قشنگ تره ها!
ای بابا! بازم که اول!!!
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
اصصصصلا هم قشنگ نیست!
می 23rd, 2010 at 9:35 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 21:35
شاید پنجره اتون رو به دیواره که هیشکی پیدا نمیشه؟
کوتاه بهتره بیشترم بهت میاد برو بزن
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
اتفاقا رو به دیوار نیست.
اه اه اه! موهای کوتاه رو دوست ندارم
می 23rd, 2010 at 9:35 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 21:35
راستی: ورژنه جدید بوده؟ خوب تابلوئه یارو فرت زنگ بزنه بگه خونمون . . . خوب دختره نمیاد دیگه! به جون خودم! پیرزن هم بود میترسید!!!
هی من میخوام مقام نیارم نمیشه!
دوم!
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
لابد ورژن جدید بوده!
هر چی بوده که جواب داده
می 23rd, 2010 at 9:36 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 21:36
ااااااااااااااااا!
سوم شده بودم خبر نداشتم!
می 23rd, 2010 at 9:37 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 21:37
. . . شما به غیر از این مقاما چه مقامایی داری؟
می 23rd, 2010 at 10:20 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 22:20
کوتاه نکنی!


شاید فرجی شد
البته ما هم به امید همین آقافرج چند ساله موهامونو نزدیم
خوب درسته فرجی نشد ولی من امیدمو ازدست نمی دم
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
چرا امید می خواد بره؟
می 23rd, 2010 at 10:40 ب.ظ
یکشنبه 2 خرداد1389 ساعت: 22:40
از فرج که چیزی نصیبمون نشد من هم چسبیدم به امید
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
اما نوشتی که می خواد بره؟ نامرده نالوتی!
بزنم لهش کنم آبجی؟ (آیکون لنگ در دست)
می 24th, 2010 at 5:24 ق.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 5:24
عجب شانسی داشته دختره حالا خدا کنه عاقبت به خیر بشن
این موها و بافتن و اینا که گفتی یاد پست پریا (بلاگ می) افتادم

_______________
پريا پاسخ ميدهد :
خدارو شکر خوبن و خوشبخت
کدوم پستش؟
می 24th, 2010 at 7:52 ق.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 7:52
منم موی خیلی کوتاه رو دوست ندارم
موهامم همیشه تا سر شونه هامه تقریبا
چی بگم والا!
عجب از دختره!
حالا خوشبخته؟
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
من اصلا از موی کوتاه خوشم نمیاد
خداروشکر آره
می 24th, 2010 at 9:19 ق.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 9:19
کوتاه نکنیاااااااااااااااااا پشیمون میشی.
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
فرجی نشه که میزنم همه رو….اصلا از ته میزنم…براق بشه
می 24th, 2010 at 9:23 ق.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 9:23
در جواب اون کامنتتون و این پستتون با هم :
احسان عیوضی مینویسد : فقط نشستید آقایون رو گرگ جلوه بدید دیگه !!! من بارها توی خیابون شنیدم که آقاهه داره داد میزنه : آخه خانوم تو مگه خودت برادر پدر نداری مزاحم ما میشی :))))) !!! ولی از شوخی گذشته اینایی که نوشتی درستن !!!
می 24th, 2010 at 1:16 ب.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 13:16
مردا !!!
واه واه
موجودي وحشتناك
خبيث
بد ذات
.
.
.
.
خواهر اصلا هم خوب نيستن
موهاتو بخاطر اونا كوتاه نكن
خودت عشقت كشيده كاري كني
برو انجام بده
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
وای! مامانم اینا!
می 24th, 2010 at 3:24 ب.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 15:24
میگم این مسیح خانوم بود یا آقا؟؟؟

میگماااا این جور تستا زیاد بهشون اطمینانی نیست مثل بیبی چک میمونن که درصدخطا توشون زیاده!
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
بیبی چک
منم نمیدونم والا!
می 24th, 2010 at 3:50 ب.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 15:50
هم اسمیم !! مامانم به من میگه : papary
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
تورو خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می 24th, 2010 at 7:28 ب.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 19:28
قسمت آخرش عالی بود !
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
میشدیم شمسی جووون!
می 24th, 2010 at 7:30 ب.ظ
دوشنبه 3 خرداد1389 ساعت: 19:30
من نوشته هاتو خیلی دوست دارم ! خداییش ! کیف می کنم وقتی پست هات رو می خونم پپری
به زور نمیام که بخونم و خونده باشم ! واقعا با علاقه میام ! حیف دیر کشفت کردم !
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
ای بابا! شرمندم میکنین که! خجالت آب میشما!!!!(آیکون عرقریزان)
می 25th, 2010 at 12:30 ق.ظ
سه شنبه 4 خرداد1389 ساعت: 0:30
منو که میشناسی؟
همونم که نظر میدم واسه اینکه دلت نشکنه
از گوگل ریدر تا اینجا رو کوبیدم بیام بهت بگم:
پاراگراف آخر خیلی قشنگ و جالب بود
اگه بازم چیزایی تو این مایه بنویسی من مشتریشم
اینکه شعر هارو از یه زاویه دیگه نگاه میکنی و باهاشون شوخی میکنی خیلی خوبه
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
اجرتون با خود آقا
منکه کارم همینه دائما، منتها همه رو نمی نویسم.
آژانس بگیرم براتون؟
می 25th, 2010 at 10:12 ب.ظ
سه شنبه 4 خرداد1389 ساعت: 22:12
قوربونت برم پپری جان تو دیگه چرا "میم میم"، "میم ک" میکنی.. ؟:))
_______________
پريا پاسخ ميدهد :
پس چی بنویسم؟